مقاله سون یات سن رئیس جمهور موقت جمهوری چین که ما از روزنامهی سوسیالیستی "Le Peuple" چاپ بروکسل نقل کردهایم برای ما روسها فوق العاده جالب توجه است.
ضربالمثلی معروفی است که میگوید گودی از بیرون بهتر دیده میشود. سون یات سن ناظری بینهایت جالب از بیرون گود است، زیرا او که شخصی بهشیوهی اروپایی تحصیل کرده است، بهقرار معلوم روسیه را مطلقاً نمیشناسد و این نمایندهی بهشیوهی اروپایی تحصیل کرده دموکراسی پیروزمند و مبارز چین که جمهوری را برای خود بهدست آورده کاملاً مستقل از روسیه، از تجربهی روسی و از آثار روس مسائلی مطلقاً روسی را در قبال ما قرار میدهد. دموکرات مترقی چینی عیناً مانند روس قضاوت میکند. شباهت او به نارودنیک روس آنقدر زیاد است که به یکسانی کامل اندیشههای اساسی و یک سلسله عبارات جداگانه میرسد.
گودی از بیرون بهتر دیده میشود. پلاتفرم دموکراسی کبیر چین -- زیرا مقالهی سون یاتسن بهویژه چنین پلاتفرمیست -- ما را مجبور میکند و دستاویز مناسبی به ما میدهد تا بار دیگر از نظرگاه وقایع نوین جهانی به مسئلهی تناسب دموکراتیسم و جنبش نارودنیکی در انقلابهای بورژوایی کنونی آسیا بنگریم این یکی از جدیترین مسائلیست که در عصر انقلابی روسیه که از سال ۱۹۰۰ آغاز گردید در برابر روسیه قرار دارند و بطوریکه از پلاتفرم رئیس جمهور موقت جمهوری چین استنباط میگردد، بخصوص هرگاه این پلاتفرم با تکامل وقایع انقلابی در روسیه و ترکیه و ایران و چین مطابقه گردد نه فقط در برابر روسیه، بلکه در برابر تمام آسیا قرار گرفتهاند. روسیه در موارد بسیار زیاد و بسیار مهمی مسلماً یکی از ممالک آسیائی است و آن هم یکی از وحشیترین کشورهای قرون وسطایی آسیا و تا حد ننگباری عقب افتاده.
دموکراسی بورژوازی روسیه - از سلف قدیمی و تنهای آن هرتسن اعیانی گرفته تا نمایندگان کثیرالعدهی آن اعضای اتحاد دهقانی در سال ۱۹۰۰ نمایندگان ترودویک هر سه دوره اولیهی مجلس دوما از سال ۱۹۰۶ تا سال ۱۹۱۲ رنگ نارودنیکی داشتند. اکنون ما میبینیم که دموکراسی بورژوایی چین نیز رنگ کاملاً یکسان نارودنیکی دارد پس سون یات سن را نمونه گرفته و ببینیم اهمیت اجتماعی آرمانهای مولود جنبش انقلابی عمیق صدها و صدها ملیون مردمیکه اکنون جریان تمدن سره یهداری سراسر جهان آنان را بکلی بخود جذب میکند در چیست.
هر سطر از پلاتفرم سون یات سن از دموکراتیسم صادقانه و مبارزهجویانه اشباع است درک کامل کمبودی انقلاب «نژادی». بدون یک ذره بیگانگی نسبت به سیاست حتی بدون لاقیدی نسبت به آزادی سیاسی حتی بدون جائز شمردن فکر تطابق استبداد چینی با اصلاح اجتماعی چینی با تحولات مشروطیت چینی و نظایر آن دموکراتیسم پیگیر با خواست جمهوری طرحصریح مسئله وضع توده ها درباره مبارزه تودهای همدردی پرشور با زحمتکشان و استثمار شوندگان ایمان به حقانیت آنها و به نیروی آنها واقعاً ایدئولوژی کبیر ملت واقعاً کبیری که میتواند نه فقط برای بردگی چند صدساله خود سوگواری کند نه فقط آرزوی آزادی و برابری داشته باشد بلکه با ستمگران چند صدسالهی چین مبارزه کند در برابر ماست.
بخودی خود لازم میاید که رئیس جمهور موقت جمهوری وحشی و بیجان و آسیائی چین را با رؤسای جمهور گوناگون جمهوریهای اروپا و آمریکا در کشورهای وابد فرهنگ پیشرو مقایسه کنیم. در آنجا رؤسای جمهوریها یکسره سوداگر عامل و یا بازیچه در دست بورژوازی هستند که سراپا گندیده و به خون و کثافت آلوده است نه به خون پادشاهان و خاقانها بلکه به خون کارگرانی که بنام ترقی و تمدن بجرم اعتصابات تیرباران شده اند. رؤسای جمهوریهای آن کشورها نمایندگان بورژوازی هستند که مدتهاست از تمام آرمانهای جوانی خود دست کشیده بورژوازی که خود را بکلی روسپی کرده و خود را تمام و کمال به ملیونرها میلیاردرها و فئودالهای بورژوا شده و نظائر آنان فروخته است.
در اینجا رئیس جمهور موقت ،آسیانی دموکراتی انقلابیست سرشار از شرافت و قهرمانی خاص آن طبقهای که از کوه پائین نمیرود، بلکه به قله کوه صعود میکند که از آینده نمیترسد بلکه به آن ایمان دارد و فداکارانه در راه آن پیکار میکند طبقهای که از گذشته متنفر است و میتواند جسم بیجان و متعفن این گذشته را که مایه اختناق تمام زنده هاست بدور بیافکند و برای حفظ امتیازات خود به حراست و اعاده گذشته متشبت نمیگردد.
پس چه شد؟ آیا این بدان معنی نیست که غرب مادی پوسیده و پرتو روشنائی فقط از شرق مذهبی و عرفانی میتابد؟ نه ، اتفاقاً برعکس این بدان معنیست که شرق قطعاً به جاده غرب پا گذاشته و از این به بعد صدها و صدها ملیون جدید مردم در مبارزه بهخاطر آرمانهایی که غرب در راه آنها جان کند شرکت میکنند. بورژوازی غرب که دیگر گورکن آن - پرولتاریا - در برا برش ایستاده است پوسید. اما در آسیا هنوز بورژوازیی هست که میتواند دموکراسی صادقانه و جنگاور و پیگیر را اقامه کند، بورژوازیی که رفیق برازنده مبلغین بزرگ و رجال بزرگ فرانسه اواخر سده هجدهم است. (۲۲)
نمایندهی اصلی و یا تکیه گاه اساسی اجتماعی این بورژوازی آسیایی که هنوز برای انجام اقدامی مترقی از لحاظ تاریخی استعداد دارد دهقان است در جنب او بورژوازی لیبرال است که رجال آن مانند یوآنگ شیکای بیش از هر چیز استعداد خیانت دارند آنها دیروز از خاقان میترسیدند و در برابرش بندگی میکردند. بعدا - وقتی زور را دیدند وقتی پیروزی دموکراسی انقلابی را احساس کردند - آنها به خاقان خیانت ورزیدند و فردا بخاطر زدوبند با یک خاقان «مشروطه خواه» جدید یا خاقان قدیمی به دموکراتها خیانت خواهند کرد.
بدون شور و هیجان عالی و صادقانه دموکراتیک که آتش شوق را در دل توده های زحمتکش میافروزد و آنان را برای انجام امور شگفت انگیزی مستعد میکند و در هر جمله پلاتفرم سون یات سن بهچشم میخورد آزادی واقعی ملت چین از بردگی چند صد ساله محال میبود.
ولی در نارودنیکهای چینی این ایدئولوژی دموکراتیسم جنگاور اولا با آرزوهای سوسیالیستی با امید باینکه چین راه سرمایهداری را کنار خواهد زد از سرمایهداری پیشگیری خواهد کرد و ثانیاً با برنامه و تبلیغ اصلاحات ارضی اساسی توام است. بویژه همین دو جریان ایدئولوژیکی - سیاسی اخیر همان عنصری را تشکیل میدهند که جنبش نارودنیکی را با معنی خاص این مفهوم، یعنی با وجوه تمایز آن از دموکراتیسم و با اضافات آن بر دموکراتیسم بوجود میآورد.
منشأ و اهمیت این جریانها چیست و چگونه است؟
دموکراسی چین بدون شور و شوق عظیم روحی و انقلابی توده نمیتوانست نظام کهن را در چین سرنگون کند و جمهوری را بدست بیاورد. چنین شور و شوقی متضمن و مولد صمیمانهترین غمخواری نسبت بوضع توده های رنجبر و آتشین ترین کینه ها نسبت به ستمگران و استثمارگران آنهاست اما در اروپا و آمریکا که چینیهای پیشرو و تمام چینیها آرمانهای آزادیبخش خود را از آنجا اقتباس کردهاند چون این شور و شوق را گذرانده اند دیگر نوبت رهایی از بورژوازی یعنی نوبت سوسیالیسم رسیده است. از اینجا ناگزیر حسن نظر دموکراتهای چینی نسبت به سوسیالیسم سوسیالیسم ذهنی آنها بوجود میاید.
آنها ذهناً سوسیالیست هستند زیرا با ستمگری و استثمار توده ها مخالفند. اما شرایط عینی ،چین کشوری عقب مانده و کشاورزی و نیمه فئودالی از این ستمگری و از این استثمار فقط یک شکل معین تاریخی خاص بخود یعنی فئودالیسم را در دستور روز زندگانی ملت تقریباً پانصد ملیونی میگذارد. فئودالیسم بر سیادت زندگانی کشاورزی و اقتصاد طبیعی استوار بود؛ منشأ استثمار فئودالی دهقان چینی وابستگی او باین یا به آن شکل بزمین بود؛ فئودالها همه با هم و جدا جدا، با خاقانی که در راس رژیم قرار داشت مبین سیاسی این استثمار بودند.
و اینک معلوم میشود که در عمل از اندیشه ها و برنامه های ذهنی سوسیالیستی این دموکرات چینی برنامه «تغییر تمام مبانی حقوقی فقط یگانه «مالکیت اموال غیر منقول برنامه امحاء فقط یگانه استثمار فئودالی بدست میاید.
ماهیت نارودنیکی سون یاتسن و برنامه مترقی و جنگاورانه و انقلابی اصلاحات ارضی بورژوا دموکراتیک و تئوری گویا سوسیالیستی او در اینست.
این تئوری هرگاه آنرا از نظر اصول بررسی کنیم تئوری سوسیالیست مرتجع خرده بورژوازی است زیرا آرزوی اینکه میتوان در چین از سرمایهداری پیشگیری کرد و اینکه در پرتو عقب ماندگی چین انقلاب اجتماعی در آنجا آسانتر است و نظایر آن کاملا ارتجاعیست و خود سون یاتسن با ساده لوحی بیمانند و میتوان گفت ،بکری تئوری ارتجاعی نارودنیکی خود را تار و مار میکند و به آنچه زندگی به اذعان آن وادارش میکند، اذعان بویژه اینکه «چین در آستانه ترقی صنعتی (یعنی سرمایهداری عظیمیست اینکه در چین بازرگانی» (یعنی سرمایهداری بمقیاس شگرفی دامنه خواهد یافت»، اینکه «ما پس از ۵۰ سال شانگهایهای بسیاری خواهیم داشت، یعنی شهرهای چند ملیونی مراکز ثروت و غنای سرمایهداری و احتیاج و فقر پرولتاریایی میکند
اینک سئوال میشود و لب مطلب در اینست جالبترین نکتهای که غالباً مارکسیسم کاذب لیبرال بی برگ و بار و عقیم شده در برابر آن و امیماند در اینست - سئوال میشود که آیا سون یات سن بر اساس تئوری اقتصادی ارتجاعی خود واقعاً از برنامه ارضی ارتجاعی دفاع میکند؟
بین هم نکته مهم این است که دفاع نمیکند دیالکتیک روابط اجتماعی در این است که دموکراتهای چینی که صادقانه با ... و سوسیالیسم در اروپا موافقند آن را به تئوری ارتجاعی مبدل کردند و بر اساس این تئوری ارتجاعی «پیشگیری» از سرمایهداری برنامه ارضی صرفاً سرمایهداری بعد اکثر سرمایهداری را عملی میکنند.
واقعاً هم انقلاب اقتصادی که سون یاتسن با آن طمطراق و ابهام در آغاز مقاله خود از آن صحبت میکند به چه چیزی منجر میگردد؟
به پرداخت عایدات زمین بدولت یعنی به ملی کردن زمین از طریق یک نوع مالیات واحدی بهشیوه هنری جورج منجر میگردد در انقلاب اقتصادی که سون یات سن پیشنهاد و تبلیغ میکند مطلقاً جز این هیچ چیز واقعی دیگری وجود ندارد. تفاوت ارزش زمین در نواحی دور افتاده روستایی و در شانگهای تفاوت در میزان عایدات است ارزش زمین عایدات زمینست که به سرمایه تبدیل گردیده است. کاری بکنند که افزایش ارزش زمین به مالکیت مردم درآید، یعنی عایدات زمین را یعنی مالکیت زمین را به دولت بدهند یا بهعبارت دیگر زمین را ملی کنند.
آیا در چهارچوب سرمایهداری چنین اصلاحی ممکن است؟ نه تنها ممکن است بلکه خالصترین تا حداکثر پیگیر و تا منتها درجه کاملترین شکل سرمایهداریست. مارکس در فقر فلسفه» به این مطلب اشاره کرد در جلد سوم «سرمایه مفصلاً اثبات کرد و در مباحثه با رود بر توس در نظریههای ارزش اضافی با وضوح خاصی تکمیل کرد.
ملی کردن زمین امکان میدهد که عایدی مطلق از بین برده شود و فقط عایدی متغییر را باقی میگذارد. بهموجب آموزش مارکس ملی کردن زمین یعنی مرتفع ساختن هر چه بیشتر انحصار قرون وسطایی و روابط قرون وسطایی از کشاورزی آزادی هر چه بیشتر معاملات در بازرگانی، زمین سهولت هر چه بیشتر در تطبیق کشاورزی با بازار شوخی تاریخ در این است که جنبش نارودنیکی بهنام مبارزه با سرمایهداری در کشاورزی چنان برنامهٔ اصلاحات ارضی را اجرا میکند که تحقق کامل آن بهمعنی تکامل هرچه سریعتر سرمایهداری در کشاورزی میبود.
کدام ضرورت اقتصادی انتشار پیشروترین برنامههای بورژوا-دموکراتیک در مورد زمین را در یکی از عقب ماندهترین کشورهای دهقانی آسیا ایجاب کرده است؟ ضرورت تخریب فئودالیسم در تمام اشکال و مظاهر آن!
هر چه چین بیشتر از اروپا و ژاپن عقب میماند بههمان نسبت هم تجزیه و انحطاط ملی آن را بیشتر تهدید میکرد. فقط قهرمانی تودههای انقلابی مردم، که در ساحهی سیاست استعداد ایجاد جمهوری چین و در ساحه کشاورزی استعداد تامین هرچه سریعتر ترقی سرمایهداری را از طریق ملی کردن زمین داشت، خواهد توانست چین را «متجدد» کند.
اما اینکه چنین موفقیتی حاصل خواهد شد و تا چه درجهای، مسئلهای دیگر است. کشورهای مختلف در انقلاب بورژوازی خود مدارج مختلف دموکراتیسم سیاسی و کشاورزی را عملی میساختند و ضمناً ترکیبهای بسیار رنگارنگ اوضاع بینالمللی و تناسب نیروهای اجتماعی چین این مسئله را حل خواهد کرد. خاقان لابد فئودالها و بوروکراسی و روحانیون چینی را متحد خواهد ساخت و احیاء رژیم گذشته را تدارک خواهد دید. یو آنگشی کای نمایندهی آن بورژوازی که تازه توانسته بود از لیبرال سلطنت طلب به لیبرال جمهوریخواه مبدل شود برای مدت زیادی؟ سیاست کجدار-و-مریز بین سلطنت و انقلاب را اجرا خواهد کرد. دموکراسی بورژوازی انقلابی که سون یات سن نمایندهی آن است بهدرستی راههای «تجدد» چین را در تکامل هر چه بیشتر فعالیت مبتکرانه، قاطعیت و شهامت تودههای دهقان در امر اصلاحات سیاسی و ارضی جستجو میکند.
بالاخره چون بر «شمار شانگهایها در چین افزوده خواهد شد پرولتاریای چین هم افزایش خواهد یافت. لابد پرولتاریای چین این یا آن حزب سوسیال دموکرات کارگری چین را ایجاد خواهد کرد که تخیلات خوردهبورژوازی و نظرات ارتجاعی سون یات سن را نقد خواهد کرد و لابد هستهی انقلابی و دموکراتیک برنامهی سیاسی و ارضی او را با دلسوزی تفکیک و حفاظت خواهد کرد و ترقی و تکامل خواهد داد.
روزنامه نیفسکایا زویزدا» شماره ۱۷ ۱۵ ژوئیه سال ۱۹۱۲
لنین کلیات آثار چاپ پنجم روسی، جلد ۲۱ ص ص ٤٠٦ - ٠٤٠٠
امضا ول ایلین
2-41